سایت تفریحی و سرگرمی رنگریز شامل مطالبی از: مدل لباس , سلامت , ورزشی , علم و فناوری , گردشگری , آشپزی , اخبار هنرمندان و مطالب جالب و خواندنی است.

موضوعات سایت

تابلو اعلانات سایت تفریحی و سرگرمی رنگریز

به مجله اینترنتی رنگریز خوش آمدید.

خواص قهوه : ۵۰ بهترین خواص قهوه برای سلامتی و درمان+ مضرات قهوه

قهوه معمولا به دلایلی فراوان، از کافئین موجود در آن گرفته تا لکه‌هایی که روی دندان‌ها به جای می‌گذارد، شهرت خوب ندارد. ولی حقیقت این است که میزان خواص قهوه از آثار منفی منتسب به این نوشیدنی خوشمزه بیش‌تر است. آن‌چه در این میان نادیده گرفته شده، این است که قهوه چیزی فراتر از کافئین است. در این نوشتار ابتدا با بهترین خواص قهوه آشنا خواهید شد. سپس برخی از عوارض جانبی و مضرات قهوه را خواهید خواند.

خواص قهوه

قهوه به شکل اصلی و اولیه‌ی خود، غذایی کامل محسوب می‌شود که مملو از آنتی‌اکسیدان‌ها و مواد مغذی مفید است. نکته‌ی کلیدی این است که چگونه می‌توان به قهوه‌ی باکیفیت دسترسی پیدا کرد و چگونه از هدر دادن هر یک از فواید آن برای سلامتی جلوگیری کرد؛ معمولا آدم‌ها با از بین بردن مواد مغذی موجود در قهوه یا افزودن مواد مضر نظیر افزودنی‌های مصنوعی به آن، خود را از فواید قهوه محروم می‌کنند.

از آن‌جا که نویسنده‌ی این مقاله مهاجری است که در نواحی نظیر پاناما و کاستاریکا، مبدا برخی از بهترین انواع قهوه در جهان، زندگی کرده است، به برخی از خوش طعم‌ترین قهوه‌هایی دسترسی داشته است که می‌توانید در دنیا پیدا کنید. دسترسی به چنین دانه‌های شگفت‌انگیز، انتخاب قهوه را به عنوان نوشیدنی مفید و دوست‌داشتنی بسیار آسان می‌کند.

۱۰ امن ترین کشورهای جهان برای مسافرت و گردشگران

وقتی تصمیم می‌گیرید به یک کشور خارجی مسافرت کنید، ایمنی و امنیت شخصی یکی از موضوعات مهمی است که ذهن‌تان را به خود مشغول می‌کند. در این مقاله با ما همراه باشید تا قبل از آنکه سفر بین‌المللی بعدی‌تان را انجام دهید و از ایران به کشور دیگری عزیمت کنید ۱۰ امن ترین کشورهای جهان برای مسافرت گردشگران را به شما معرفی کنیم.

۱. فنلاند

امن ترین کشورهای جهان برای مسافرت و گردشگران

نه تنها این کشور به خاطر مناظر و طبیعت حیرت‌انگیزش انتخابی بی‌نظیر برای بازدید به شمار می‌رود بلکه جرائم خشونت بار در این کشور به نحوی عملا وجود ندارد! و به این ترتیب فنلاند رتبه اول را در فهرست امن ترین کشورهای جهان برای مسافرت دارد. چند دلیل ایده‌آل دیگر برای بازدید از فنلاند عبارتند از:

– زیبایی جاودانی شفق شمالی

– هلسینکی و کلیساهای روسی

– بازدید از سانتا (بابا نوئل) چرا که زادگاه او در شهر رووانیمی است.

۹ کشور دیگر از بهترین و امن ترین کشور های دنیا را در ادامه مطلب مطالعه فرمایید.

۹ عبارتی که افراد باهوش هرگز در مکالمه‌ها به‌کار نمی‌برند

۹ عبارتی که افراد باهوش هرگز در مکالمه‌ها به‌کار نمی‌برند

دیگران حرف‌های ما را بسیار متفاوت‌تر از آنچه منظور ماست،‌ تفسیر می‌کنند. وقتی شما بدون ملاحظه چیزی می‌گویید، حرف‌های‌تان منجر به ایجاد احساسی بد در سایرین می‌شود. این اشتباهات زمانی اتفاق می‌افتد که ما در مورد چیزی که اطلاعی از آن نداریم اظهار نظر می‌‌کنیم. درک پیامدهای حرف‌ها نیاز به آگاهیِ اجتماعی دارد که به معنای توانایی درک احساسات و موقعیت سایر افراد است. در این نوشته شما با جملات منفی‌ آشنا می‌شوید که افراد باهوش هرگز در مکالمه‌ها به‌کار نمی‌برند

موسسه‌ی تلنت اسمارت (TalentSmart) با آزمایشِ هوشِ عاطفیِ (EQ) بیش از یک میلیون نفر، کشف کرده که آگاهی اجتماعی،‌ مهارتی است که بسیاری از افراد از آن بی‌بهره هستند. ما دچارِ کمبودِ آگاهیِ اجتماعی هستیم زیرا اغلب بر حرف‌هایی که می‌خواهیم در جوابِ سایرین بدهیم و تاثیر حرف‌های دیگران روی خودمان تمرکز داریم به همین دلیل معمولا توجهی به دیدگاه دیگران نداریم. این مسئله،‌ مشکل‌آفرین است زیرا آدم‌ها پیچیده هستند و شما نمی‌توانید بدون توجه کامل به افراد، آنها را درک کنید. خوبیِ آگاهیِ اجتماعی این است که می‌توان تنها با اصلاحاتی اندک در گفتار، به طور عمیقی روابط با افراد را بهبود بخشید.

به این دلیل افرادی که هوش عاطفی بالاتری دارند، مراقب هستند تا در محاورات خود از برخی اصطلاحات رایج خودداری کنند. در ادامه ۹ مورد از بدترین جملات منفی که باید از آنها اجتناب کنید، بیان می‌شود.

۱. خسته به نظر می‌رسی

خسته به نظر می‌رسی

افراد خسته،‌ از نظر دیگران اصلا جذاب نیستند. آنها اغلب چشمانی گود‌افتاده و موهایی آشفته دارند،‌ تمرکز ندارند و بدخُلق به نظر می‌رسند. گفتن این عبارت به افراد به این معنی است که آنها ویژگی‌های مذکور را دارا می‌باشند.

به جای گفتن این عبارت بگویید: «همه چیز رو‌به‌راه است؟»

برخی افراد وقتی می‌بینند کسی خسته و آشفته به نظر می‌رسد، می‌خواهند به او کمک کنند بنابراین می‌پرسند آیا همه چیز خوب است یا نه. به جای توجه به وضعیت ظاهری نامناسبِ فرد، تنها حالش را بپرسید تا باب گفتگو باز شود و او بتواند احساسش را با شما در میان بگذارد. مهم‌تر از هر چیز این است که از نظر او، شما فردی دلسوز و همراه خواهید بود نه گستاخ و بی‌ملاحظه.

۲. وای! چقدر لاغر شدی

باز هم یک عبارت به ظاهر خوب که در واقع نوعی تعارف است. این جمله، این حس را در فرد ایجاد می‌کند که مورد نقد قرار گرفته است. گفتن عبارت «چقدر لاغر شده‌ای» باعث می‌شود طرف مقابل فکر کند که قبلا چاق یا نامناسب به نظر می‌رسیده است.

به جای گفتن این عبارت بگویید: «عالی به نظر می‌رسی.» این عبارت خیلی خوب است. سعی کنید به جای مقایسه‌ی ظاهر فرد با گذشته‌اش،‌ تنها از ظاهر مناسب فعلیِ او تعریف کنید و به ظاهر قبلی‌اش اشاره نکنید.

۳. لیاقتت بیشتر از اینهاست

تو از او خیلی بهتر هستی

وقتی کسی از رابطه‌ای شخصی یا حرفه‌ای خارج شده است،‌ گفتن این عبارت به این معناست که او انتخاب مناسبی نداشته و سلیقه‌ی خوبی ندارد.

به جای گفتن این عبارت، به او بگویید: «خودش ضرر کرده». این عبارت نشان‌دهنده‌ی دید خوش‌بینانه و مشتاقانه‌ی شماست و دارای لحن منتقدانه نیست.

۴. تو همیشه… یا تو هیچ‌وقت…

هیچ‌کس همیشه یا هرگز کاری را انجام نمی‌دهد. افراد خودشان را در یک بُعد یا موقعیت نمی‌بینند، بنابراین نباید آنها را این‌گونه توصیف کنید. این عبارات باعث می‌شود افراد موضع دفاعی بگیرند و دلشان نخواد حرف شما را بشنوند. که حالت خیلی بدی است، زیرا احتمالا شما وقتی این عبارات را به کار می‌برید که می‌خواهید چیز مهمی بگویید و بحث راه بیاندازید.

به جای این عبارات به سادگی به این نکته اشاره کنید که طرف مقابل چه کاری انجام داده که به نظر شما اشتباه بوده. حقیقت را بگویید. اگر تکرار این رفتار،‌ واقعا مسئله‌ساز شده است می‌توانید بگویید «به نظر می‌رسد که تو اغلب این کار را انجام می‌دهی» یا «متوجه شده‌ام که تو اغلب این کار را انجام می‌دهی».

۵. نسبت به سن‌ات خیلی جوان به نظر می‌رسی

خوب موندی - پرهیز از بکاربردن عبارات منفی

عبارت «تو نسبت به» به عنوان یک توصیف‌کننده می‌تواند توأمان هم مهربانانه هم بی‌ادبانه باشد. هیچ‌کس نمی‌خواهد تا دمِ مرگ مانند یک ورزشکار عالی به نظر برسد یا خیلی خوب باشد. افراد تنها می‌خواهند سالم و متناسب باشند.

به جای گفتن این عبارت بگویید: «فوق‌العاده به نظر می‌رسی.»

این عبارت معجزه می‌کند. عبارات هوشمندانه نیازی به توصیف‌کننده ندارند.

۶. به تو گفته بودم که…

ما گاهی بعضی چیزها را فراموش می‌کنیم. به نظر می‌رسد که بیان این عبارت و تکرار آن نوعی توهین تلقی می‌شود و پذیرش آن برای افراد سخت است، مخصوصا افرادی که واقعا مشتاق هستند تا دیدگاه شما را بدانند. تکرار این جمله بیان‌گر آن است که شما شخصیت متزلزلی دارید یا خود را بهتر از دیگران می‌دانید یا هر دو. افرادی که از این عبارت استفاده می‌کنند واقعا چنین احساسی دارند.

به جای اینکه این عبارت را تکرار ‌کنید، ببینید چطور می‌توانید حرف‌های‌تان را به طور واضح‌تر و جالب‌تری منتقل کنید. به این ترتیب هیچ‌کس حرف‌های شما را فراموش نخواهد کرد.

۷. موفق باشی

آرزوی موفقیت - پرهیز از بکاربردن عبارات منفی

مسلما اگر برای کسی آرزوی موفقیت بکنید،‌ دنیا به آخر نمی‌رسد اما می‌توانید آرزوی بهتری برای او داشته باشید، زیرا این عبارت به طور نامحسوسی بر این دلالت دارد که او برای موفق شدن به شانس نیاز دارد.

به جای گفتن این عبارت بگویید: «من مطمئنم که از پسِ این کار برمی‌آیی.»

این جمله بهتر از آرزوی موفقیت است، زیرا نشان می‌‌دهد که آن شخص شایستگی و اعتماد به نفس لازم برای کسب موفقیت را دارد و شما با گفتن این جمله از سایرین که تنها آرزوی موفقیت می‌کنند متمایز خواهید شد.

۸. حق انتخاب با توست یا هر طور خودت صلاح می‌دانی

شاید نسبت به سوال و نظری که از شما خواسته شده، بی‌تفاوت باشید اما نظر شما برای کسی که سوال را پرسیده مهم است و گرنه نظرتان را نمی‌پرسید.

به جای گفتن این عبارت بگویید: «من نمی‌توانم با قاطعیت در این مورد نظری بدهم، اما به نظر من بعضی موارد هستند که بهتر است آنها را مد نظر داشته باشی…»

وقتی نظرتان را ارائه می‌دهید،‌ حتی اگر بی‌طرف باشید و نظر خاصی نداشته باشید، نشان می‌دهید که برای کسی که از شما نظر خواسته اهمیت قائل هستید.

۹. حداقل من هرگز…

این عبارت منفی یک روش پرخاش‌گرانه برای توجیه اشتباهاتِ خود و معطوف کردن توجه دیگران به اشتباه سایر افراد است (کسی که حالا دیگر باید اشتباه او را بخشیده باشید).

به جای آن بگویید: «متاسفم.»

پذیرش اشتباهات بهترین راه برای منطقی و آرام کردن بحث است. پذیرشِ خطا یک راه شگفت‌انگیز برای جلوگیری از تشدید آن است.

ختم کلام

در مکالمات روزانه، چیزهایی به ظاهر کوچک وجود دارند که می‌توانند همه چیز را عوض کنند. این پیشنهادات را در صحبت‌های‌تان لحاظ کنید و از بکاربردن عبارات منفی اجتناب کنید تا بازخوردهای مثبت آن را در زندگی ببینید.

چند نکته کاربردی برای تقویت هوش کودکان

چند نکته کاربردی برای تقویت هوش کودکان

چه عواملی باعث می‌شود که یک کودک به بزرگسالی باهوش و بااستعداد تبدیل بشود؟ همیشه بسیاری از والدین مشتاق هستند که کودکان‌شان همانند نوابغی چون ولفگانگ آمادئوس موتزارت (آهنگ‌ساز بزرگ اتریشی) پرورش پیدا کنند و اسطوره‌هایی برای موفقیت شوند. به همین جهت در این مقاله می‌خواهیم شما را با چند نکته کاربردی برای تقویت هوش کودکان آشنا کنیم.

نکاتی برای افزایش هوش کودکان

عجب زمانه‌ای شده! چرا دیگر کودکان نمی‌توانند کودکی کنند. مسلما باید به فشارها و برنامه‌ریزی‌های بیش از اندازه و استرس امتحانات که والدین به فرزندان‌شان تحمیل می‌کنند نیز توجه داشت. اما تعداد کمی از ما در مقابل تبِ رقابتی‌ای که بین والدین‌ در همه‌ی زمین‌های بازی کودکان و جشن تولدهای پیش‌دبستانی داغ شده است مصون مانده‌ایم. زبان‌های خارجه حالا دیگر الفبای جدید شده‌اند و مهدکودک‌ها هم حکم کلاس دوم دبستان را دارند. دکتر کیمبرلی برنمان که استادیار مؤسسه‌ی ملی تحقیقات آموزش‌های ابتدایی دانشگاه راتگرز در نیوجرسی و مشاور تحصیلی شبکه‌ی رادیوی ملی در زمینه‌ی آموزش است، در یکی از خاطراتش می‌گوید، «به یاد دارم وقتی پسرم نوپا بود، در محوطه‌ی بازی کودکان کنار مادر دیگری نشسته بودم. مادر کناری من فخر می‌فروخت که بچه‌ی من تمام حروف الفبا را بلد است و می‌تواند تا ۲۰ بشمارد. من هم می‌دانستم که پسرم بالاخره خودش همه‌ی این چیزها را یاد می‌گیرد، اما باز هم در دلم می‌گفتم، چه بد! چرا من نمی‌توانم از این جور حرف‌ها درباره‌ی پسرم بزنم؟»

به‌هر حال علی‌رغم این جنون مفرط به نبوغ که خیلی از آمریکایی‌ها را به خودش مبتلا کرده است، دانش‌آموزان آمریکایی تلاش می‌کنند تا خودشان را در سطح دانش‌آموزان دیگر کشورهای جهان نگه دارند. عملکرد بچه‌های آمریکایی نسبت به دانش‌آموزان کشورهایی مانند فنلاند، سنگاپور و کره‌ی جنوبی در پرورش نسل جدیدِ نوابغ ریاضیات و علوم ضعیف‌تر است، در حالی که همین ریاضیات و علوم هستند که مهارت‌های اصلی دنیای نوین دیجیتال‌محور ما را می‌سازند. اما خطاهای ما در بحث پرورش نبوغ و استعداد کودکان‌مان از کجا ریشه می‌گیرد؟ منظورمان از کودک نابغه چیست و این امر به چه خصوصیاتی اشاره دارد؟

گاهی اوقات کودک فقط زودتر شروع به حرف زدن می‌کند یا می‌تواند نام خود را زودتر از هم‌سالانش ‌بنویسد، اما در دیگر مواقع … نمی‌دانم چطور باید گفت! کودک استعداد خاصی از خود بروز می‌دهد: کنجکاوی، درک شهودی و بلوغ طبیعی‌ای که کودک از خود نشان می‌دهد او را از دیگر هم‌سالانش متمایز و برجسته می‌سازد.

کودکان نابغه

وقتی استیو جابز، رئیس فقید کمپانی Apple و مغز متفکر پشت ارزشمندترین ابزارهای دیجیتال، در اکتبر ۲۰۱۱ درگذشت، در آن زمان کارشناسان و متفکران بسیاری از سراسر جهان به تحقیق درباره‌ی توصیف دقیق خصوصیاتی پرداختند که او را تا این حد نابغه و باهوش ساخته بودند. پاسخ‌هایی که اغلب درباره‌ی نبوغ استیو جابز مطرح می‌شد، به‌نظر به‌اندازه‌ی خود ابداع جادویی جعبه‌های رایانه‌ای استیو جابز در هاله‌ای از ابهام قرار داشتند. هرچند زمانی می‌توان هوش و نبوغ را پیدا کرد که نابغه‌ها بتوانند در آزمایشِ زندگی‌ خود را اثبات کنند.

اما آیا می‌توان هوش را ارزیابی کرد؟ چه کاری از دست شما برمی‌آید تا به کودک‌تان کمک کنید که صاحب چنین استعدادی بشود؟ به مطالعه‌ی این مقاله ادامه دهید تا ببینید چگونه می‌توانید نبوغ را در کودک‌تان پرورش بدهید و با چند نکته کاربردی برای تقویت هوش کودکان،آشنا شوید. خواهید دید که چگونه می‌توان از عملکرد کودک در مدرسه تا رفتنش به فروشگاه به‌ عنوان فرصتی برای ایجاد و توسعه‌ی دایره‌ی لغات، مهارت‌های ریاضی و ذکاوت مالی او استفاده کرد.


توصیف نبوغ

توصیف نبوغ در کودکان

اولین نکته این است که نبوغ یک اصطلاح فرهنگی است. هیچ توصیف آماری‌ای از نبوغ وجود ندارد. حتی آزمون سخت‌گیرانه‌ای که انجمن بین‌المللی معروف بهره‌ی هوشی بالای Mensa برگزار می‌کند، نوابغ را شناسایی نمی‌کند بلکه صرفا می‌تواند افرادی را شناسایی کند که از نظر داشتن بالاترین خلاقیت و توانایی، جزءِ ۲ درصدِ برتر جمعیت جهان محسوب می‌شوند. به‌جای واژه‌ی «نابغه»، در دنیای تحصیل و آموزش، اصطلاح «مستعد» رایج‌تر و از نظر سیاسی صحیح‌تر محسوب می‌شود. مدارس بسیاری برنامه‌ای برای «افراد مستعد» دارند، اما چه تعداد از کودکان عملا به این گروه تعلق دارند؟ به گزارش انجمن بین‌المللی کودکان مستعد، حدود ۶ درصد از کودکان آمریکایی جزءِ این گروه هستند. دیگر کارشناسان اعتقاد دارند که این تعداد با نگاهی سخاوتمندانه ارائه شده و عملا میزان واقعی کودکان مستعد کمتر از این آمار است. میشل ری، مشاور سابق سازمان مدارس دولتی واشنگتن و مدیرعامل و مؤسس شرکت StudentsFirst که فعالیت‌های خود را وقف بهبود مدارس دولتی در سطح ابتدایی کرده است، در این باره می‌گوید، «کودکان مستعد بسیار نادرند … در یک کلاسِ سطح متوسط هیچ کودک مستعدی پیدا نمی‌شود. دختر من در کلاس افراد مستعد درس می‌خواند. حدود ۲۰ درصد از دانش‌آموزان همسال دخترم در این کلاس‌ها هستند، هوم … ولی همه‌ی این ۲۰ درصد واقعا جزءِ دانش‌آموزان مستعد نیستند». کلاس‌های ویژه‌ می‌تواند از همان مهدکودک‌ها شروع شوند و در آنها از طریق مشاهده‌ی رفتار کودک و بررسی نتایج یک سری از توانایی‌های آموزشی رایج و آزمون‌های استدلالی می‌توان افراد مستعد و غیرمستعد را از هم تشخیص داد. بعضی والدین همچنین از کمک روان‌شناسان کودک برای سنجش استعدادهای فرزندان خود استفاده می‌کنند که البته این فرایندِ استعدادیابی عمدتا بوسیله‌ی آزمون IQ صورت می‌گیرد.

حقایق پنهانِ آزمون‌های ارزیابی استعداد

امتحانات استانداردی که در مدارس ابتدایی دولتی برگزار می‌شود، فقط میزان یادگیری دانش‌آموزان را از بخش‌های تدریس شده‌ی محتوای آموزشی الزامی دولت ارزیابی می‌کنند. از طرف دیگر، آزمون‌های IQ بیشتر به توانایی‌های منطقی و استدلالی می‌پردازند. دکتر فرانک لوئیس، روان‌شناس آمریکاییِ سرپرست مؤسسه‌ی Mensa و مؤلف کتاب «پاسخ IQ» می‌گوید، «این آزمون‌ها توانایی کودک را در پیدا کردن راه‌حل‌های مسائل ارزیابی می‌کند. نتایج آن تا حد زیادی نشان می‌دهد که کودک قبلا چقدر تمرین داشته است … یعنی اینکه چقدر کودک فرصت حل مسئله‌های مشابه را از قبل داشته است.» با این حال بسیاری از کارشناسان می‌گویند هر دو نوع آزمون می‌تواند شاخص‌های ضعیفی برای ارزیابی توانایی حقیقی کودک باشند. ویوی‌ین کرک‌فیلد، معلم مهدکودک و مؤلف کتاب «به من بگو چطور! ایجاد خودباوری در کودک‌ با مطالعه، کاردستی و آشپزی» می‌گوید، «اگر کودکی شب قبل از امتحان خوب نخوابیده یا در حال گذراندن دوران نقاهتِ سرماخوردگی خود باشد یا اتاق‌اش خیلی گرم باشد یا کودک دیگری مدام بازیگوشی کند و حواس او را پرت کند، آیا باز هم نتیجه‌ی آزمون قابل‌اتکا خواهد بود؟».

میزان واقعی کودکان مستعد

دنیس فون روکل، رئیس سازمان آموزش و پرورش ملی در این مورد اظهار می‌کند که آزمون‌های استاندارد تنها یک مقیاس سنجش موفقیت دانش‌آموز است و هیچ‌وقت نباید به‌عنوان تنها روش ارزیابی به حساب بیاید. او اضافه می‌کند، «یک آزمون تنها فقط می‌تواند اطلاعات خیلی کمی از عملکرد کودک‌تان به شما بدهد. ما، والدین‌ و معلم‌ها می‌دانیم که کودکان ما خیلی بیشتر از نمره‌ی آزمون در چنته دارند. به بیان دیگر، آزمون‌ها تنها یکی از ابزارهای جعبه ابزار هستند. برای ساخت خانه به چکش نیاز دارید؟ بله، اما فقط با یک چکش نمی‌توان خانه‌ای را ساخت.»

اِون لاولیس می‌پذیرد که نمره‌ی آزمون در بالاترین حد خود حتی برای پیش‌بینی میزان احتمال موفقیت آتی نیز با محدودیت روبه‌روست. نمره‌ی آزمون در نشان دادن مواردی که آزمون‌ها قادر به سنجش‌شان نیستند، بیشتر می‌توانند سودمند واقع شوند: توانایی درک نگرش‌ها و دیدگاه‌های دیگران، خویشتن‌داری و پشتکار همه جزءِ آن خصوصیاتی هستند که برای موفقیت در مدرسه و زندگی اهمیتی حیاتی دارند. دکتر برنمان که تحقیقات گسترده‌ای در زمینه‌ی رشد شناختیِ زودهنگام در کودکان انجام داده، معتقد است، «معلم‌های مهدکودک‌ها بیشتر بر کودکانی توجه دارند که خصوصیات اجتماعی و عاطفی ضعیف‌تری دارند، در حالی که در فضاهای دانشگاهی چنین امری مصداق ندارد. در مهدکودک‌ها به‌جای مهارت‌های ریاضی، علوم و زبانی، بیشترین توجه بر خصوصیات شخصیتی قرار دارد.»

قدرت والدین

تاثیر والدین بر هوش کودکان

مادر استیو جابز او را که فرزند ژنتیکی پدری سوری‌تبار است در کودکی به فرزندخواندگی پل رینهولد جابز و همسرش، کلارا درآورد. پدرخوانده‌ی استیو از همان کودکی اصول ابتدایی الکترونیک را به او آموخت. شاید استیو در آن زمان نمی‌دانست که این آموزش‌ها بعدا تا چه حد می‌توانند برایش سودمند باشند. شاید همه‌ی ما پتانسیل انجام معجزه داشته باشیم. لاولیس می‌گوید که هوش، ۴۹ درصد ژنتیکی و ۵۱ درصد انگیزشی است. دیگر متخصصان اتفاقا برعکس این ایده را پذیرفته‌اند، محیط (بخوانید: تأثیر والدین) بیشترین تأثیر را در هوش کودک دارد. میشل ری می‌گوید، «فرض کنیم که کودکان باهوش، در شکم مادر خود باهوش به دنیا می‌آیند، اما من بارها و بارها دیده‌ام که همه فکر می‌کنند این کودک باهوش در آینده به سوپراستاری تبدیل خواهد شد ولی با گذشت زمان معلوم شد که این تصورات فقط خواب و خیال بوده‌اند. از طرفی دیگر، کودکی که هیچ‌کس آینده‌ای برایش متصور نمی‌شد، با بلوغ خود به دستاوردهای فوق‌العاده عظیمی دست می‌یابد». نمونه‌ی بارز آن هم آلبرت اینشتین است که پدرش از کودکی او را کودن می‌دانست. برنمان اشاره می‌کند، «شاید هوش ژنتیکی باشد یا شاید هم کودک آن را از شما یاد بگیرد.» در ادامه خواهیم گفت که با چه کارهایی می‌توانید به فرزندتان کمک کنید که علاوه بر کسب نمرات بهتر در مدرسه، اشتیاق بیشتری هم برای یادگیری پیدا کند. و خواهید دید که چگونه راهی برای تقویت هوش کودکان خود پیدا کنید.


حرف، حرف، حرف

آموزش والدین به کودکان

یکی از راه‌های تقویت هوش کودکان صحبت کردن و کلنجار رفتن با کودک است. از کودک خود پرسش‌های بدون پاسخ مشخص بپرسید. پرسش‌هایی که پاسخ به آنها مستلزم خلاقیت و استدلال است؛ مانند «وقتی که به ساحل دریا می‌رویم، چه می‌شود اگر برای خوردن بستنی توقف کنیم؟» برنمان معتقد است که این گونه پرسش‌ها به کودک کمک می‌کند که روی دانسته‌های خود فکر کند و نظرش را بگوید. نگران این نباشید که فهم این پرسش متناسب با سن کم کودک‌تان نیست. به همین ترتیب نیز به‌خاطر به‌کار بردن واژه‌های نسبتا پیچیده نگرانی به دل خود راه ندهید. شاید کودک متوجه پرسش‌ها نشود، اما اگر واژه‌های این پرسش را چند بار در زمینه‌ی مرتبطی به‌کار ببرید، بالاخره متوجه حرف‌تان می‌شود. جان شاتر، پدری از سیفورد نیویورک هنگام انجام فعالیت‌های روزانه‌اش، بالاترین اولویت خود را صحبت با پسر ۲ ساله‌اش، جک می‌داند. این پدر می‌گوید، «ما از ابزارها حرف می‌زنیم. من به جک نحوه‌ی کار با خط‌کش تی، مته، متر نواری و چکش را نشان می‌دهم» ملیسا، مادر جک می‌گوید، «نتیجه‌ی این کار فوق‌العاده حیرت‌انگیز است. جک نام تمام ابزارها و موادی مانند تخته گچی، بتونه و لفاف محافظ (پارچه‌ای که کف اتاق یا روی اثاثیه پهن می‌کنند تا هنگام نقاشی و کار کثیف نشوند) را می‌داند. حالا هم جک در حال یادگیری اندازه‌گیری، چپ و راست پیچاندن پیچ‌گوشتی و رنگ‌های نقاشی است.»

مطالعه، مطالعه، مطالعه

مطالعه والدین با کودکان

یکی از راه‌های تقویت هوش کودکان مطالعه کردن است. تحقیقات دائما اثبات کرده‌اند که دسترسی به کتاب‌ها و وقت مطالعه‌ی نوبتی تک به تک می‌تواند موفقیت در مدرسه را برای فرزندتان پیشگویی کند. کیم داون‌پورت، مدیر ارشد برنامه‌ سازمان Jumpstart –سازمان ملی سوادآموزی زودهنگام در آمریکا- می‌گوید، «مطالعه مغز را تحریک می‌کند تا با جهان ارتباط برقرار کند و دانش پیش‌زمینه‌ای درباره‌ی جهان به‌دست بیاورد. مطالعه پایه و اساس هرگونه یادگیری است و کودک را قادر می‌سازد تا محتوای همه‌ی زمینه‌ها از جمله ریاضی و علوم را جذب کند و آنها را به‌کار بگیرد.» ایجاد مدلی از عادات خوب مطالعه‌ به کودک مزیت ارزشمندی می‌بخشد. وقتی کودک می‌بیند والدینش با علاقه و لذت مطالعه می‌کنند، این حس به وی نیز سرایت می‌کند. داون‌پورت می‌گوید، «از کودک خود بخواهید کنارتان روی مبل بنشیند و با هم به خواندن کتاب بپردازید. کتاب‌ها را بیرون و در سبد، طاقچه، قفسه‌ی کتاب و میز چای‌خوری بگذارید تا در دسترس کودک باشد. کتابی را که می‌خوانید با کودک خود سهیم شوید و از او بخواهید که همین کار را انجام بدهد. با این روش نه تنها جرقه‌ی مکالمه بین شما و کودک‌تان زده می‌شود، بلکه دامنه‌ی واژگان و درک مطلب او نیز افزایش می‌یابد.

نتایج تمجید و تحسین

تاثیرات تحسین کودکان

پشتکار از جمله خصوصیاتی است که کودک‌تان را نزد معلم‌ها و بعدا کارفرماها عزیز می‌کند. ما در جایگاه فرهنگ برای کودکان هستیم ولی چنان خود را مشغول ایجاد فضایی برای خوشی کودکان‌مان می‌کنیم که حساب زمانی را که باید عملا صرف ایجاد شخصیتی خوب در آنها بشود، از دست می‌دهیم. میشل ری می‌گوید، «بچه‌های من هردو فوتبال بازی می‌کنند و هردو بوی خیلی بدی می‌دهند. با قضاوت روی تقدیرنامه‌ها و مدال‌هایی که در اتاق خود ردیف می‌کنند، پیش خود فکر می‌کنید که این بچه‌ها رونالدوی بعدی خواهند بود.» اگر دائما به شما بگویند که در رشته‌ی خود بهترین هستید، به‌سختی می‌توانید شکست را بپذیرید. وقتی این بچه‌ها به مدرسه بروند و آنجا مشکلی پیش بیاورند، آنها خودشان را مقصر نمی‌دانند و به اشتباه خود اعتراف نمی‌کنند. استفانی روزالز، روان‌شناس آموزشی اهل کالیفرنیا می‌گوید، «حمایت صحیح و اصولی امری کلیدی است. نسبت به بچه‌هایی که والدین‌شان دائما آنها را باهوش می‌نامند، بچه‌هایی که برای حل مسئله‌ای مورد تحسین قرار می‌گیرند در مدرسه انگیزه‌ی بیشتری از خود نشان می‌دهند. والدینی که بی‌دلیل کودک خود را باهوش می‌دانند، با این تحسین‌های بی‌مورد اغلب موجب می‌شوند که فرزندشان وقتی نتوانست به‌راحتی به هدفش دست پیدا کند، احساس سرخوردگی و ناکامی کند. به‌جای تحسین و تمجیدهای افراطی مثل «تو یک ستاره هستی!»، به فرزندان خود فقط هنگام کسب موفقیت، تبریک بگویید و مثلا بگویید «از اینکه توانستی راه متفاوتی در پاسخ مسئله پیدا کنی، بهت افتخار می‌کنم.»


تشویق کنجکاوی

تحریک کنجکاوی کودکان

یکی دیگر از راه‌های تقویت هوش کودکان، این است که کنجکاوی‌شان را حمایت و برانگیخته کنیم. برنمان می‌گوید، «پیش‌دبستانی‌ها تقریبا علاقه‌ی وافری به کنجکاوی دارند، اما وقتی بچه‌ها بزرگ‌تر می‌شوند، این حس کنجکاوی را از دست می‌دهند. با برانگیختن حس کنجکاوی‌ آنها با موضوعات موردعلاقه‌شان، این میل را در بچه‌های خود بیدار نگه دارید. سؤالاتی درباره‌ی بازی رایانه‌ای‌شان بپرسید و در مورد آن با او صحبت کنید. حتی اگر فرزندتان روی گوشی خود Pokémon بازی می‌کند، مثل یک دوست با گفت‌وگو راجع به آن با فرزند خود صحبت کنید. وقتی بتوانید تعامل دوطرفه‌ای را میان خود و کودک‌تان برقرار کنید، می‌توانید حاصل آن را در کودک باهوش‌تری ببینید. خواهید دید که فرزندتان نیز شروع به پرسیدن سؤالات می‌کند و دنبال موارد جالب‌تری می‌گردد که به شما نشان دهد. برای اینکه کودک خود را به خصوصیت دلخواه خود دربیاورید، باید زمان بگذارید و وقت بیشتری با کودک‌تان صرف کنید؛ به‌عنوان مثال به موزه بروید یا نمایش جالبی را با هم تماشا کنید. به فرزند خود بگویید که از کجای آن خوش‌تان آمد و چرا آن را دوست داشتید. ریچ براون، پدر دو فرزندی که در نیویورک زندگی می‌کند، سابقا حتی جمعه‌ها هم کار می‌کرد. برای اینکه علایق خود را با پسرش اریک در میان بگذارد، وقتی اریک در مدرسه‌ی دبستانی بود، گاهی به دنبال پسرش در مدرسه می‌آمد و او را با خود به موزه می‌برد. معلم‌های اریک به‌اتفاق از این بابت رضایت داشتند، چون روز بعد اریک درباره‌ی چیزهایی که یاد گرفته بود برای بچه‌های کلاس تعریف می‌کرد. آقای براون راجع به اریک می‌گوید، «اریک این روزها خودش را کارشناس می‌دانست و همین امر در طول این سال‌ها موجب شد که اعتماد و علاقه‌اش برای یادگیری بیشتر تقویت بشود.»

غنیمت شمردن لحظاتِ مناسب ‌آموزش

روزالز می‌گوید که می‌توانید مهارت‌های مدرسه‌ای فرزندتان را در طول روز هم تقویت کنید. فرض کنید با فرزندتان از کنار یک آسیاب بادی رد می‌شوید. به‌جای اینکه به فرزند خود بگویید، «هی، یه آسیاب بادی!»، می‌توانید چنین سؤالی بپرسید: «به‌نظرت آسیاب بادی چیکار میکنه؟». با تشویق مشاهده‌ی جزئیات به فرزند خود کمک می‌کنید که مانند کلاس مدرسه دانش جدیدی یاد بگیرد. وقتی با فرزندتان به فروشگاهی می‌روید، می‌توانید از همین فرصت برای گسترش دایره‌ی واژگان، مهارت‌های ریاضی و ذکاوت مالی فرزند خود نیز استفاده کنید. اگر از فرزند دوساله‌ی خود بخواهید که نام میوه‌هایی را که در پاکت می‌گذارید، بگوید. از فرزند سه‌ساله‌ی خود بخواهید که دنبال کنسرو نخود سبز بگردد و به فرزند پنج‌ساله‌ی خود بگویید که نام خوراکی موردعلاقه‌‌اش را روی کاغذ بنویسد. بچه‌های بزرگ‌تر می‌توانند قیمت‌ها و اندازه‌ها را مقایسه کنند و کوپن‌های خرید را مرتب کنند. سارا براون، معلم پیش‌دبستانی در لس‌آنجلس تعریف می‌کند که توانسته بچه‌های دوساله‌ی مهدکودک را به نقاشی سیب‌ها، موزها و هویج‌های باریک علاقه‌مند کند. وقتی همین شاگردها به گروه بچه‌های چهارساله رسیدند، سارا متوجه شد که شاگردهای نقاش سابق‌اش حالا مهارت‌های پیش‌نوشتاری بهتری نسبت به دیگر بچه‌های هم‌سال خود دارند.

استفاده از فرصتها برای آموزش کودکان

فرزندان‌تان از نظر بهره‌ی هوشی چه پیشرفته باشند چه معمولی، بهترین کاری که می‌توانید برای رشد آنها بکنید این است که بچه‌های خود را در فعالیت‌ها مشارکت بدهید. بردن بچه‌ها به این سفر خودیابی‌ می‌تواند محرکی برای رشد نبوغ و هوش آنها باشد. خلاصه بگویم: بهترین خواسته‌ی‌ شما برای فرزندتان چیست؟ خوشبختی؟ لذت؟ اعتماد؟ محبوبیت؟ بهتر است همه‌ی این ایده‌ها و خواسته‌ها را کنار بگذارید. هدف‌تان باید این باشد که به کودک خود کمک کنید تا پتانسیل خود را به بهترین شکل ممکن بروز بدهد، مگر نه؟ اگر متن را از ابتدا تا اینجا کاملا خوانده باشید، در راه درستی افتاده‌اید.

درس‌هایی از استیو جابز، قهرمان بی‌بدیل Apple برای آموزش کودکان‌تان

کودکی استیو جابز
  1. به کار خود عشق بورزید. واضح است که شور و اشتیاق، محرکی برای نبوغ استیو جابز بود و او این خصوصیات را مدیون والدین‌اش است. پل و کلارا جابز فرزند خود را در محیطی مملو از حمایت و بدون مداخله‌جویی بار آوردند. وقتی کودکان اجازه تجربه و آزمایش پیدا کنند، خلاقیت در آنها جریان می‌یابد.
  2. تفکر متفاوت. استیو هیچ‌گاه وضعیت موجود را نپذیرفت. دفعه‌ی بعدی که فرزندتان باید پروژه‌ای را انجام بدهد، به او کمک کنید که غیر از اولین ایده‌ای که به ذهنش می‌رسد، حداقل دو راه دیگر هم برای حل مسئله‌ی پروژه پیدا کند.
  3. شناخت صحیح. کمال‌گرایی استیو جابز محرکی برای پیش‌بینی و آینده‌نگری‌ او در تولید محصولات محبوب و دوست‌داشتنی‌اش بود. در برابر وسوسه‌ی خود در بیان تملق و تحسین همه‌ی کارهای فرزندتان مقابله کنید. در این صورت فرزندتان یاد می‌گیرد که پشتکار داشته باشد.

بخوانید که این ستاره‌های بزرگ دنیا چگونه از کودکی کار خود را شروع کردند. باورش آسان نیست!

آلبرت اینشتن

کودکی آلبرت اینشتین

  • مبتکر نظریه نسبیت؛ پدر فیزیک جدید
  • آلبرت از مدرسه متنفر بود.

اوپرا وینفری

;کودکی اپرا وینفری

  • غول رسانه‌ای؛ شخصیتی نیکوکار و بشردوست
  • مادربزرگش در سه سالگی به او خواندن را یاد داد که همین موجب پرورش عشق معروف او به کتاب‌خوانی شد.

مارک زاکربرگ

کودکی مارک زاکربرگ

  • کارآفرین اینترنتی؛ مؤسس Facebook
  • پدرش در ۱۲ سالگی به او برنامه‌نویسی Atari BASIC را یاد داد.

جِی زی

چند نکته برای تقویت هوش کودکان

  • از شاخص‌ترین رپرهای دنیای موسیقی؛ تاجر
  • برای اینکه او را از ضرب گرفتن با انگشت روی میز آشپزخانه بازدارند، مادرش یک دستگاه پخش موسیقی کاست‌دار برایش خرید.

گلوریا استاینم

چند نکته برای تقویت هوش کودکان

  • روزنامه‌نگار و فعال اجتماعی و سیاسی
  • تا سن ۱۱ سالگی هرچند وقت یک‌بار به مدرسه می‌رفت.

الکساندر گراهام بل

تقویت هوش کودکان

  • دانشمند؛ مخترع تلفن
  • بعد از اینکه در سن ۱۲ سالگی با ماهوت پاک‌کن و پارو توانست دستگاه آسیاب گندمی درست کند که سبوس گندم‌ را حفظ می‌کرد، دوست پدرش به او یک کارگاه کوچک بخشید.

تونی موریسون

تقویت هوش کودکان

  • برنده‌ی جایزه نوبل و پولیتزر
  • پدرش قصه‌های عامیانه‌ای از زندگی سیاه‌پوستان برای تونی موریسون تعریف می‌کرد که بعدها الهام‌بخش داستان‌های او شدند.

۱۰ ویژگی رفتاری آدم‌های باهوش

۱۰ ویژگی رفتاری آدم‌های باهوش

ممکن است ادعا کنید همیشه تعداد افرادی که هوش متوسط دارند بیشتر است؛ در حالی که واقعیت این است که این افراد صرفاً صدای بلندتری دارند. افراد بسیار باهوش ذکاوت خودشان را به رخ دیگران نمی‌کشند چرا که هوش زیادشان به نظرشان طبیعی می‌آید و تنها تلاش‌شان این است که بدون جلب توجه آزادانه زندگی کنند. شاید شما اسم این را تواضع یا سادگی و اخلاق نیک بگذارید، اما این افراد در حالت عادی کاملاً متوسط و معمولی به نظر می‌آیند تا یک روز ناگهان شما را با جرقه‌ای از هوش‌شان حیرت‌زده می‌کنند. در این مقاله با ۱۰ ویژگی رفتاری آدم‌های باهوش آشنا می‌شوید.

635897125499497403-1455430955_Midnightcubicle

۱. جغد شب‌اند

تحقیقات نشان داده است، افرادی که شب را تا دیروقت بیدار می‌مانند و به کارهایشان می‌رسند و در واقع شب‌ها بیشترین میزان کار مفید را دارند نسبت به افراد سحرخیز دارای آی‌کیوی بالاتری هستند. البته باید گفت که بیدار ماندن تا نیمه‌های شب، فی‌نفسه شما را آدم باهوشی نمی‌کند! این افراد برای‌شان راحت‌تر است که شب‌ها بیدار بمانند و به وبگردی، مطالعه و یادگیری مطالب جدید بپردازند. چون این یادگیری‌ها در پشت صحنه اتفاق می‌افتد، دانش و مهارت‌هایشان معمولاً برای دیگران عجیب است.

۲. ساکت‌اند

همه فکر می‌کنند آدم‌های ساکت درونگرا هستند و به لحاظ روابط اجتماعی ضعیف عمل می‌کنند. این همیشه صحیح نیست. نمی‌توان گفت که همه‌ی آدم‌های ساکت باهوش‌اند، بلکه افراد باهوش سعی می‌کنند اگر موقعیتش فراهم باشد گوشه‌ای ساکت بنشینند. این افراد به حرف‌هایی که زده شده گوش می‌دهند، فکر می‌کنند و خود را برای پاسخ آماده می‌کنند و همیشه سکوت را به گفتگوهای بی‌هدف ترجیح می‌دهند.

۳. از مشکلات‌شان فرار نمی‌کنند

یک فرد باهوش اجازه نمی‌دهد مشکلات فراوانی که در زندگی‌اش وجود دارد او را شکست دهد. او پیش از اینکه مشکلاتش از کنترل خارج شوند، آن‌ها را اولویت‌بندی کرده و با آن‌ها دست و پنجه نرم می‌کند. اگر شما به‌راحتی با مشکلاتتان مواجه می‌شوید، چالش‌های زندگی را با آغوش باز می‌پذیرید و همیشه روی لبه‌ی حاشیه‌ی امن زندگی حرکت می‌کنید، به نظر می‌آید بسیار آدم باهوشی هستید.

۴. دوستان‌ باهوش و خلّاقی دارند

دوستانی که در کنار خود دارید همیشه نشان‌دهنده‌ی بخشی از شخصیت شما هستند. افرادی که هوش استثنایی دارند، دایره‌ی دوستان‌شان را هم از بین افراد باهوش، فرهیخته و خلّاق انتخاب می‌کنند. همیشه استثناهایی هم بر این امر وجود دارد. اما اگر ۸۰٪ از آدم‌های زندگی‌تان آدم‌های باهوش و جالبی هستند، احتمال می‌رود که شما هم جزو دسته‌ی افراد باهوش قرار بگیرید.

۵. برای کامل شدن تلاش می‌کنند

هوش فراوان را نمی‌توان از ظاهر فرد و یا صرفاً صحبت‌هایش دریافت، بلکه می‌توان آن را در اینکه این افراد چگونه با خود رفتار می‌کنند جست. افراد باهوش همیشه به دنبال تکامل هستند، به همین دلیل است که هر بار که آن‌ها را ملاقات می‌کنید متوجه تغییرات و پیشرفت‌های کوچکی در آن‌ها می‌شوید. این ذهنیّت کمال‌گرا در تمام جنبه‌های زندگی افراد باهوش خود را نشان می‌دهد؛ در ظاهرشان که سعی می‌کنند همیشه در بهترین حالت خود باشند؛ تلاش برای اینکه فنّ بیان خوبی داشته باشند و یا این که ساعت‌ها تمرین می‌کنند تا در گلف و یا پرتاب دارت بهتر شوند.

۶. از خود انتقاد می‌کنند

همه‌ی ما همه‌جا افراد خودشیفته‌ای را می‌بینیم که مرتب در مورد اینکه چقدر خوب هستند به خودشان و دیگران دروغ می‌گویند. پس اگر در این بین فردی را ببینیم که انتقادپذیر است و مرتباً خودش را نقد می‌کند نفس راحتی می‌کشیم. همین امر که فردی به دنبال فخر فروشی و تحت تأثیر قرار دادن دیگران نیست و پیوسته به دنبال عیب‌های خود و اصلاح کردن آن‌هاست، هوش او را نشان می‌دهد.

۷. دوست دارند مطلع باشند

افراد باهوش همیشه از تازه‌ترین خبرها در زمینه‌های مختلف آگاه‌اند و همیشه در پی افزایش ذره به ذره‌ی آن هستند. اخبار داخلی و خارجی را دنبال می‌کنند و تلاش می‌کنند یاد بگیرند برای بهبود مسائلی که مستقیماً به زندگی‌شان مربوط است چه قدمی بردارند. هدف همیشگی این افراد یادگیری چیزهای جدید، جمع کردن اطلاعات و افزایش مهارت‌هایشان است. آن‌ها هیچوقت بیکار نمی‌نشینند و همیشه راهی برای مشغول بودن خود پیدا می‌کنند.

۸. پیوسته مشغول انجام کارهای مختلف هستند

یک شاخص خوب برای شناختن فرد باهوش این است که همیشه به‌طور همزمان مشغول انجام چند پروژه و فعالیت هستند. زبان فرانسوی‌شان را تقویت می‌کنند، دستورالعمل تعمیر شیرآب خانه را می‌خوانند، کلاس رقص می‌روند، دستورپخت غذاهای جدید یاد می‌گیرند و یا مشغول گردآوری کتاب‌های مربوط به معماری قرون وسطی هستند. درحالی‌که بسیاری از افراد دوست دارند شغلی داشته باشند، افراد باهوش در پی پر کردن وقت آزادشان با فعالیت‌های مفیدی هستند که آن‌ها را در مسیر پیشرفت و یادگیری قرار دهد.

Thoughtful young woman with drawn question marks circulating around her head

۹. سؤال‌های بجا می‌پرسند

وقتی با فرد باهوشی صحبت می‌کنید او مدام وسط حرف شما نمی‌پرد و با سروصدای زیاد سعی نمی‌کند مکالمه را به تنهایی به دست گیرد. افراد باهوش معمولاً به آرامی گوش می‌دهند و ممکن است لحظاتی برای فکر کردن به آنچه شما گفته‌اید سکوت کنند اما در جای صحیح سؤالی می‌پرسند که دقیقاً در جای درست پرسیده شده است. به شما مشاوره‌های مفیدی می‌دهند یا مسیر مکالمه را به سمتی می‌برند که خودتان به نتیجه‌ی مطلوب برسید. اگر دوستان‌تان از هم‌صحبتی با شما لذت می‌برند و به شما گفته‌اند که شنونده‌ی خوبی هستید، شما احتمالاً بهترین و باهوش‌ترین دوست آن‌ها بوده‌اید.

۱۰. تصور نمی‌کنند که خیلی باهوش‌اند

به دلیل وجود واقعیتی به نام اثر دانینگ-کروگر افرادی که از سطح پایینی از هوش و شایستگی برخوردارند معمولاً در بیان توانایی‌های خود مبالغه می‌کنند، درحالیکه افراد باهوش توانایی‌های خود را دست کم می‌گیرند. دلیل این امر این است که شما هرچقدر باهوش باشید متوجه می‌شوید فاصله‌ی شما با کمال چقدر است و هیچ‌گاه از سطح رشد و پیشرفت خود احساس رضایت نمی‌کنید.

هوش واقعی هیچ‌گاه کاملا از دید دیگران دور نمی‌ماند. اینطور نیست که افراد باهوش مدام در حال معمولی جلوه دادن خود باشند، بلکه آن‌ها فقط هوش خود را به رخ دیگران نمی‌کشند و با آن خودنمایی نمی‌کنند. هرچند این ده نشانه به‌راحتی چهره‌ی واقعی آن‌ها را نشان می‌دهد.

بهترین نوع ورزش برای مغز چیست؟

بهترین نوع ورزش برای مغز چیست؟

امروزه، همه می‌دانند که تمرینات ورزشی ساختار و عملکرد مغز را تغییر می‌دهند. مطالعاتی که بر روی حیوانات و انسان‌ها صورت گرفته نشان می‌دهد که فعالیت‌های جسمی، حجم مغز را به صورت کلی افزایش می‌دهند و می‌توانند حفره‌هایی را که به دلیل بالا رفتن سن در ماده‌ی سفید و خاکستری مغز ایجاد می‌شود، کاهش دهند. اما اینکه بهترین نوع ورزش برای مغز چیست، سوالی است که پاسخش را در مقاله پیش‌رو می‌خوانید.

با توجه به مطالعه‌ای جدید بر روی موش‌ها، به نظر می‌رسد بعضی از ورزش‌ها نسبت به بقیه برای تقویت مغز مفیدتر باشند. برای اولین بار، دانشمندان تأثیرات عصبیِ انواع مختلف ورزش‌ها را بر روی مغز با هم مقایسه کردند: دویدن، تمرین با وزنه و تمرینات وقفه‌دارِ با شدت بالا. نتایج جالب‌ توجه بودند و نشان می‌دادند شاید تمرینات سخت برای سلامت طولانی مدت مغز گزینه‌ی مناسبی نباشند.

ورزش کردن، نورون‌زایی یا ایجاد سلول‌های مغزی جدید را هم در مغز بالغ افزایش می‌دهد. مطالعاتی که بر روی حیوانات صورت گرفته‌اند، نشان می‌دهند تعداد نورون‌های جدیدی که بعد از ورزش‌هایی مثل دویدن بر روی چرخ متحرک یا تردمیل، در «هیپوکامپ» (ناحیه‌ای کلیدی در مغز که به یادگیری و حافظه مربوط می‌شود) پدیدار می‌شوند، دو یا حتی سه برابر تعداد نورون‌هایی هستند که در هیپوکامپ حیواناتی که نشسته‌اند، مشاهده می‌شوند. دانشمندان معتقدند که ورزش کردن تأثیرات مشابهی بر هیپوکامپ انسان نیز دارد.


دویدن در مسافت‌های طولانی تأثیر به‌سزایی بر مغز دارد

مطالعاتی که در رابطه با ورزش و نورون‌زایی انجام شده بودند بر دویدن در مسافت‌های زیاد تمرکز داشتند. موش‌های آزمایشگاهی دویدن را خوب بلدند. اما اینکه آیا دیگر انواع ورزش‌ها هم به همین شکل در تولید عصب‌ها و سلول‌های جدید در مغز تأثیر می‌گذارند، همچنان ناشناخته بودند و با توجه به محبوبیت ورزش‌هایی مانند تمرین با وزنه و تمرینات وقفه‌‌دارِ با شدت بالا، این موضوع این روز‌ها توجه خیلی از دانشمندان را به خود جلب کرده است.

بنابراین، در مطالعه‌ی جدیدی که این ماه در مجله‌ی تخصصی فیزیولوژی (Journal of Physiology) به چاپ رسید، محققان دانشگاه «ییواسکیلا» در فنلاند، گروه بزرگی از موش‌های بالغِ نر را مورد مطالعه قرار دادند. محققان ماده‌ای به موش‌ها تزریق کردند که سلول‌های جدید مغزی را نشانه‌گذاری می‌کرد و گروه‌هایی از آنها را به انجام ورزش‌های مختلف واداشتند، در حالی که یکی از آن گروه‌ها را ساکن و نشسته نگه داشتند.

در قفس تعدادی از این موش‌ها، دستگاهی مانند تردمیل قرار دادند تا هر زمان که خواستند روی آن بدوند. بیشتر آنها هر روز چند مایل به صورت آرام روی آنها می‌دویدند، البته مسافتی که موش‌ها می‌دویدند با هم تفاوت داشت. بعضی از موش‌ها هم تمرین‌های مقاومتی را شروه کردند، یعنی با وزنه‌های کوچکی که به دُم‌شان بسته شده بود از دیوارها بالا می‌رفتند.


در حالی که دیگر موش‌ها تمریناتی را که شبیه تمرینات وقفه‌‌دارِ با شدت بالا بود، انجام دادند. این دسته موش‌ها روی تردمیل‌های کوچک قرار داده شدند و برای سه دقیقه با سرعت زیاد می‌دویدند، سپس دو دقیقه به صورت آرام بر روی دستگاه راه می‌رفتند و بعد کُل این مراحل دو بار تکرار می‌شد تا در نهایت به ۱۵ دقیقه دویدن می‌رسید.

این روند هفت هفته ادامه داشت و بعد از آن دانشمندان بافت‌های هیپوکامپ در تمامی این حیوانات را با دقت بررسی کردند. آنها به نسبت ورزشی که هر کدام از این حیوانات انجام داده بودند، سطوح مختلفی از نورون‌زایی را مشاهده کردند.

موش‌هایی که بر روی تردمیل به آرامی دویده بودند، میزان زیادی از نورون‌های جدید در مغزشان تشکیل شده بود. در این موش‌ها بافت‌های هیپوکامپ با نورون‌های جدید پر شده بودند، و تعداد نورون‌ها در مقایسه با مغز حیواناتی که نشسته بودند بسیار بیشتر بود. هر چه مسافتی که موش‌ها در طول آزمایش دویده بودند بیشتر بود، سلول‌های جدید بیشتری هم در مغزشان به‌وجود آمده بود.

تعداد نورون‌های به‌وجود آمده در مغز حیواناتی که تمرینات وقفه‌دارِ با شدت بالا انجام داده بودند، بسیار کمتر بودند. البته تعداد‌شان نسبت به حیوانات نشسته بیشتر بود ولی در مقایسه با حیوانات دونده بسیار کمتر بود.

و موش‌هایی که تمرینات با وزنه انجام داده بودند، با اینکه در انتهای دوره‌ی آزمایشی قوی‌تر شده بودند، ولی تغییر زیادی در شکل‌گیری نورون‌های جدید در مغز آنها دیده نشده بود و بافت هیپوکامپ آنها دقیقا مشابه حیواناتی بود که اصلا ورزش نکرده بودند.

تمرین با وزنه به اندازه‌ی دویدن بر نورون‌زایی در مغز تأثیر ندارد

البته، مسلم است که موش‌ها با انسان‌ها تفاوت دارند. اما یافته‌های این مطالعه اغوا‌کننده هستند. «میریم نوکیا»، محققی از دانشگاه «ییواسکیلا» در فنلاند که مدیریت این تحقیق را برعهده داشت می‌گوید: «این مطالعات نشان می‌دهند که تمرینات ایروبیک می‌توانند برای مغز انسان در مقایسه با بقیه‌ی تمرینات مفیدتر باشند.»

هنوز دلیل اینکه چرا دویدن در مسافت‌های طولانی در تولید عصب‌های جدید در مغز از دیگر ورزش‌ها مؤثرتر هستند به وضوح مشخص نشده است، اما دکتر نوکیا و همکارانش حدس می‌زنند که دویدن باعث آزاد شدن ماده‌ی خاصی در مغز می‌شود که به «فاکتور نورون‌زایی مشتق شده از مغز» معروف است که می‌تواند باعث زایش نورون‌های جدید شود و هرچه مسافتی که دویده شود بیشتر باشد، تعداد نورون‌های تولید شده بیشتر خواهد بود.


از طرف دیگر، با اینکه تمرین با وزنه برای سلامت عضلانی مغز بسیار مفید است، اما یافته‌های این مطالعه نشان می‌دهند که تأثیر خیلی کمی در سطح نورون‌زایی در مغز دارد.

در حالی که فواید تمرینات وقفه‌دارِ با شدت بالا تحت شعاع شدت این تمرینات قرار دارد، دکتر نوکیا می‌گوید: «این نوع تمرینات سطح استرس را بالا می‌برند و استرس میزان نورون‌زایی در هیپوکامپ مغز بالغ را کاهش می‌دهد.»

البته این نتایج بدین معنی نیستند که فقط دویدن و تمرینات ورزشیِ مقاومتیِ شبیه به آن مغز را تقویت می‌کنند. به نظر می‌رسد این نوع فعالیت‌ها باعث بیشترین حد نورون‌زایی در هیپوکامپ می‌شوند، اما احتمالا تمرین با وزنه و تمرینات وقفه‌دار، تغییرات دیگری در مغز به وجود می‌آورند. احتمالا این نوع ورزش‌ها در تولید رگ‌های خونی جدید و تشکیل ارتباطات جدید بین سلول‌های مغزی یا بین قسمت‌های مختلف مغز، مؤثر هستند.

پس اگر در حال حاضر با وزنه تمرین می‌کنید یا فقط تمرینات وقفه‌دارِ با شدت بالا انجام می‌دهید، به این کار ادامه دهید ولی بد نیست هر از گاهی برای سلامت هیپوکامپ‌تان هم شده، دویدن یا دوچرخه سواری را نیز امتحان کنید.

تبلیغات متنی

تمامی حقوق مطالب برای سایت تفریحی و سرگرمی رنگریز محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.